 چند مرثیه بمناسبت شهادت حضرت رقیه (س)
نیمه شب مثل ابرهای بهار می بارم (جدید) حجم : 1,472 زمان :0:04:10
شام غمهای من غم زده را آخر نیست(جدید) حجم : 2,794 زمان : 0:04:40
روی خاک غم قصه تو را می نویسم و گریه می کنم (جدید) حجم:936 زمان: 0:02:39
خون می چکد از این چشم و ابرو (جدید) حجم:523 زمان: 0:01:29
به یاد پدر
زینب کوچولو، هر وقت اسم رقیه علیهاالسلام رو میشنوه، اشک توی چشماش حلقه میزنه. میدونید چرا بچهها؟ آخه اون یه داستان درباره حضرت رقیه علیهاالسلام شنیده که خیلی ناراحتش کرده. شما هم میخواید اون داستان رو بشنوید، پس خوب گوش کنید. عصر عاشورا، وقتی دشمنان دین خدا، امام حسین و یارانش رو به شهادت رسونده بودن، یه عده کودک توی یکی از خیمهها جمع شده بودن.
اونا خیلی خیلی تشنه بودن. فرمانده سپاه دشمن که دید اونا دارن از شدت تشنگی میمیرن، خواست کمی آب به اونا بده. ولی وقتی به حضرت رقیه رسید،حضرت رقیه از اون آب نخورد، ظرف آب رو برداشت و به طرف پدرش امام حسین علیهالسلام دوید. اون میخواست آب رو برای پدرش ببره، ولی بچهها امام حسین علیهالسلام ، پدر رقیه، حالا دیگه شهید شده بود. همه با هم سلام میفرستیم به روح بزرگ رقیه کوچک.
دختر خورشید است... رقیه (سلام الله علیها) از تبار نور و از جنس آبی آسمان است. رقیه (سلام الله علیها) جلوه دیگری از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور این كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسینی بی هیچ شك و شبههای اتفاقی ساده و ناچیز نبوده است، چنانكه هر یك از كسانی كه در واقعه نینوا حضور داشتهاند، چون نیك بنگریم، حامل پیامی شگرف و شگفت بودهاند.

به گواه تاریخ نگاران و مقتل نویسان رحلت شهادت گونه رقیه (سلام الله علیها) اندكی . . . |